یکشنبه ۱۳ سپتامبر ۲۰۰۹
پاسخ دکتر فاتح به پایگاه دروغ پراکنی ایرنا
ابوالفضل فاتح
جمعه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۹
جهاد دانشگاهي: تخلفی از ابوالفضل فاتح در انتخـابـات مشاهده نشده است
روابط عمومي جهاد دانشگاهي با ارسال نامه اي اعـلام كــرد: بـراسـاس مـسـتـنـدات و اطـلاعـات موجود،اين نهاد مطابق با ضوابط اداري و آموزشي خود موردي را از تخلف آقاي ابوالفضل فاتح در انتخـابـات مشاهده نكرده است. در نامه روابط عمومي جهاد دانشگاهي كه پيرو انتشار برخي اخبار و گزارشها در خصوص حمايت غيرقانوني اين نهاد از اقدامات رئيس كميته تبليغات ستاد انتخاباتي ميرحسينموسوي نگاشته شده، آمده اسـت:"براساس مقررات جهاد دانشگاهي كليه اعضا مي توانند در زمان غير اداري و يا با استفاده از مرخصي در امور اجتماعي و سياسي مربوط به نــظــام مـقــدس جـمهـوري اسلامـي مشـاركـت نمايند.دكتر فاتح نيز كه در حال حاضر از بورسيه تحصيلي جهاد دانشگاهي بهره ميبرد، بر اساس تـسـهـيلات مصرح در مقررات آموزش عالي، با اسـتـفـاده از مـرخـصي تحصيلي به طور موقت فعاليت آموزشي خود را متوقف نموده و با بازگشت به كشور، در فرآيند انتخابات و در ستاد يكي از كانديداها فعاليت كرده است.لذا جهاد دانشگاهي تـسـهـيـل خاصي را براي ايشان در نظر نگرفته اسـت. ايـن انـصـاف نيست كه به دليل اختلاف سلايق با افـراد ،كـارهـاي قـانـونـي را زيـر سـوال بـبـريم." روابط عمومي جهاد دانشگاهي در ادامه اين نامه به فعاليت انتخاباتي ساير اعضاي جهاد دانشگاهي اشـاره و اعـلام كـرد: فـعـالـيت (انتخاباتي) سايراعـضا (جهاد دانشگاهي) با رعايت كامل قانون صورت گرفته است.
روابط عمومي جهاد دانشگاهي، برخورد اين نهاد با تحركات انتخاباتي اعضاي خود را منوط به اعلام نظر محاكم قضايي كشور دانست و اظهار داشت: در صورت اثبات هرگونه تخطي اعضا از مسير نظام و يا ستيزه جويي در اين راستا در محاكم قضايي كشور، عكس العمل هاي شايسته نشان داده خواهد شد.
پنجشنبه ۳ سپتامبر ۲۰۰۹
دکتر فاتح:بعضی کسانی که باید حافظ جان و مال و ناموس و آبروی مردم باشند خود را مالک آن می دانند
متن کامل پاسخ ابوالفضل فاتح به شرح زیر است:
در ایرنا و رجانیوز از قول فرمانده ی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آمده است که «محمد علی ابطحی در اعترافاتش گفته است که خاتمی، فاتح و مهدی هاشمی می گفتند برنده شدن در این انتخابات خیلی با انتخاب های دیگر فرق دارد، در این وسط جریان اصول گرا و رهبر دیگر نمی توانند سرشان را بلند کنند و این به معنای یکسره کردن کار است.»
چنین سخن و اتهامی نه تنها کذب محض و افترایی گزاف که جفایی نابخشودنی است. بر آقای ابطحی حرجی نیست. اما فرمانده ی محترم سپاه آقای جعفری چرا؟ بهتانی تا این اندازه زشت و بی پایه در کدام دادگاه منصف به اثبات رسیده است که که اینک مستند ادعای خطیر و موهوم اخیر شده است؟ چنین اشتباهی از افراد معمولی نیز پذیرفته نیست چه رسد به مقامی در این حد و اندازه. وا حسرتا اگر مبنای همه ی ادعاها و تحلیل ها چنین بی اساس و سست باشد و وا مصیبتا اگر چنین تحلیل هایی مبنای عمل نیز قرار گرفته باشد که متاسفانه در موارد بسیاری چنین شده است. جای تامل دارد که چرا فرمانده ی محترم با همه ی دسترسی ها به سیستم امنیتی و اطلاعاتی به جای ارائه ی مدارک متقن و مستند برای اثبات چنین ادعای خطرناکی به سخنان منسوب به دوران بازجویی فردی آن هم در شرایط خاص استناد می کنند.
در حیرتم که چقدر ناصواب بهتان می زنند. عرض می کنم که در طول ماه های حضور در ایران و منتهی به انتخابات هرگز ملاقات یا مجالستی با آقای ابطحی نداشته ام به ویژه آن که ایشان در ستاد حجت الاسلام والمسلمین کروبی فعالیت داشته و موافقتی هم با آقای مهندس موسوی نداشته اند. یکی دو بار هم که صحبت تلفنی به میان افتاد، جز مطالب جزیی مطلبی گفته نشد. همینطور نه با ایشان و نه با هیچکس دیگری در این مقولات و نظایر آن سخن و هم صحبتی نداشته ام و به مخیله ام نیز چنین داستان هایی خطور نکرده است. در این حال به عنوان ذره ای کوچک از ملت شریف ایران و علاقمند به نظام و انقلاب به آنچه در طول انتخابات ریاست جمهوری انجام داده ام افتخار می کنم و به تهمت زنندگان عرض می کنم که اگر نمی خواهند به حقیقت برگردند و بنا دارند بر این نمط برانند، باید تهمت های دیگری وضع کنند چرا که این تهمت ها بسیار ناچسب تر، رسواکننده تر و ظالمانه تر از انتساب رنگ سبز و ستاد به بیگانه است .
ما همواره اندیشه های حضرت امام را به عنوان یک کل واحد دیده، به آن اعتقاد داشته و عشق ورزیده ایم . آنها که مرا می شناسند می دانند که حفظ حرمت و اعتقاد به ولایت فقیه و رهبری معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای از اصول ، ارزش ها و سنت هایی بوده است که همواره در خفا و علن به آن اهتمام و التزام داشته ام. ایمان به مبانی حضرت امام دلیل بنیادین و ارادت و عواطف شخصی نسبت به معظم له دلیلی مضاعف بوده و هست. همینطور طبیعی است که خاستگاه خود را چپ خط امام دانسته، استقلال فکر و عمل خود را داشته و در صحنه ای چون انتخابات به حمایت از شخصیتی خط امامی چون مهندس موسوی برخیزم. شیرینی زندگی کوتاه سیاسی خود و راه درست را نیز در این می دانم، اگرچه از این بابت از سوی افراطیون طرد شده، تهمت ها شنیده و زخم ها خورده ام.
از ابتدای حضور در انجمن اسلامی دانشگاه تهران و سپس ایسنا و در همین دوران انتخابات اخیر همه ی تلاشم متوقف بر پیشگیری از واگرایی ها و تقویت همگرایی ها، حمایت از گفت و گوی ملی و دفاع توامان از جمهوریت و اسلامیت بوده است. همیشه اعتقاد داشته ام که وقتی باب های گفت و گو بسته می شود باب های خشونت باز می شود. صد افسوس که عده ای نان خود را در تنور واگرایی ها و خشونت می پزند و از رهگذر همین واگرایی هاست که برای خود مقام و منصبی دست و پا کرده اند. آنها به هر قیمتی ولو آبروی نظام در صدد جا انداختن تحلیل های نادرست و واگرایانه ی خود هستند و به ماموران خود فرصت می دهند تا دور از چشمشان فتنه ها و ظلمها روا دارند و مدعی اند که هدف شان هم دفاع از کیان نظام و انقلاب و رهبری بوده و هست .
به رغم تهمت زنندگان، معتقدین اصیل به انقلاب و نظام را در یاران صادق انقلاب و همین مجموعه ی خط امام می دانم نه آنها که در برابر اندیشه های آن امام یگانه ایستاده و شهره ی شهر به میراث خواری اند. به خوبی به یاد دارم که آخرین باری که خدمت حجت الاسلام والمسلمین خاتمی رسیدم، نگرانیشان اساس نظام بود و غمگنانه می گفتند که این جریانات متعدی و متحجر روزی شخص رهبری را هم نشانه خواهند رفت. آخرین روزها آقای مهندس موسوی به من می گفت "در زمان نخست وزیری اصرار داشتم که حتما برخی افراد که شهره به علاقه مندی به آیت الله خامنه ای بودند در تیم همکارانم حضور داشته باشند. یکی از دلایل که شما را نیز در این منصب و حلقه ی اول خود قرار داده ام همین علاقه و اعتقاد شما به نظام و شخص آیت الله خامنه ای است". شاید کمتر کسی بغض و اشک مهندس میر حسین را دیده باشد، اما به یاد دارم که به هنگام خداحافظی حضوری بغض گلویش را فشرد و با چشمانی پر از اشک گفت "فلانی من هرگز نگران خودم و موقعیتم نیستم. تنها نگرانی من نظام جمهوری اسلامی است که از این رفتارها آسیب می خورد. من تمام تلاش خود را کرده ام که سطح مجادله به رهبری کشیده نشود، اما افسوس که آنها عامدانه چنین می کنند". آری این عقیده ی ما ، مکتب ما و سنت ماست. حال نامش را هر چه می خواهید بگذارید.
به یاد دارم که در طول بازجویی، بازجویان چگونه تلاش می کردند که به جای حقیقت، برای تحلیل های غلط شواهد و قراین بیابند و بزرگان را متهم به خیانت و براندازی کنند. بلافاصله در مصاحبه ای عرض کردم که این بازجویی ها کارخانه ی ضد انقلاب پروری و خود کانونی برای توطئه است نه کشف آن. انشاء الله خداوند روزی روشن خواهد ساخت که چه کسانی با چه ترفندها و دروغ ها و توطئه هایی حیثیت نظام و سرمایه هایش را نشانه رفتند و چه کارنامه ی سیاهی از رفتار ناصواب خود را به نام نظام ثبت نمودند.
به یاد می آورم و قسم می خورم که هرگز برای شب ها و روزهای پس از انتخابات برنامه ای نداشتیم . و از آنچه رسانه های رقیب از آشوب و درگیری پس از انتخابات می گفتند حیران بودیم.
به یاد می آورم آنچنان به رسانه ها و شخصیت های خارجی حساس بودیم و آنچنان بر آنان سخت گرفتیم که متهم به کارشکنی در برنامه های مهندس موسوی شدیم. نه ایشان و نه هیچیک از اعضای اصلی ستادشان با هیچ مقام خارجی ملاقاتی برگزار نکرد. در تمام مدت انتخابات جز یک مورد آن هم از سوی فردی خارج از ستاد اصلی حتی یک مصاحبه به رسانه های فارسی زبان داده نشد. هیچیک از اعضای اصلی ستاد آقای مهندس موسوی با رسانه های خارجی جز چند استثنا مصاحبه ای نداشتند و عدد مصاحبه های خارجی آقای مهندس موسوی به انگشتان دو دست نرسید. در این حال ستاد رقیب در ارتباط پیوسته با رسانه های خارجی بود، حتی به صدای آمریکا مصاحبه می داد. در سفرها ، رسانه های خارجی را به همراه می برد و در روز های آخر تایمزانگلستان و س ان ان آمریکا همراه و یار و غارشان بود. نمی دانم اگر ما هم شهروند بعضی از کشورها بودیم و به جای ستاد آقای مهندس موسوی به ستاد رقیب می رفتیم آیا باز هم متهم به چنین اتهاماتی می شدیم ؟
ایمان دارم که هیچ ستادی به اندازه ی ستاد مهندس موسوی متکی به مردم و با دست خالی به میدان نیامد، کمترین هزینه و بهترین استقبال را داشت. دستش از بیت المال کوتاه بود و از دروغ ارتزاق نکرد، اما بیشترین دروغ به آن نسبت داده شد.
ایمان دارم یکی از ریشه های اصلی تهاجمات ناجوانمردانه ، جنگ قدرت و یکی از اهداف آن مایوس کردن فرزندان امام از نظام و حتی خالی کردن اطراف رهبری معظم از حامیان صادق و مستقل با هدف شوم یکسره کردن کار نظام از سوی متحجرین است. بنابراین به طراحان آن مظنونم و امید دارم که ایشان با تیزبینی مانع از این روند ناصواب شوند.
فرمانده محترم جناب آقای سردار جعفری نگران ما نباشید. دوستان اشتباه گرفته اند. نگرانی، رفتارهای ناصواب نظیر کوی و کهریزک و ... است که خواسته و ناخواسته کیان کشور را هدف گرفته و اتفاقا بیشترین زیان را متوجه مردم، نظام و رهبری ساخته و معلوم نیست که باید شکایت آن را به کدام محکمه برد. نگرانی آن است، بعضی کسانی که باید حافظ جان و مال و ناموس و آبروی مردم باشند خود را مالک آن می دانند و خود متعدی آن شده اند. نگرانی همین دروغ هاست. این اتهام ها برای چون منی استخوان سوز و جگرسوز است. گلایه مندم، اما در همه حال به رغم این همه ناروایی ها عرض می کنم حاشا و کلا فرزندانی که در دامان کرامت و آقایی امام (ره) و رهبری معظم انقلاب پرورش یافته اند از ایمان خود دست بردارند و آنچه نباید بگویند، بگویند. به قول حافظ "آشنایان ره عشق گرم خون بخورند ناکسم گر به شکایت سوی بیگانه روم".
شنبه ۸ اوت ۲۰۰۹
جهان سوم ما
دوشنبه ۳ اوت ۲۰۰۹
میرحسین: زود خواهد بود که ملت محاکمه مرتکبین این فجایع را شاهد باشد

در این بیانیه آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
میگویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامهریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کردهاند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با نالهای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز می گفتند؛ انسانهایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنجهایی که کشیدهاند ممکن است بگویند. میگفتند محسن روحالامینی حق داشت که شهید شد. می گفتند که اگر 50 روز ایستادگی نکرده بودیم این نمایش هفتهها پیش برگزار میشد. میگفتند هرچه را که به آنان میگفتند تا گفته باشند که اینها حرفهای ما نیست. دندان شکنجهگران واعترافگیران دیگر به استخوان مردم رسیده است تا جایی که اینک از میان کسانی قربانی میگیرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه دارند و به تهدید دیگرانی سرگرمند که در نشو و نمای این نهضت و تاسیس نظام برخاسته از آن برجستهترین نقشها را بر عهده داشتهاند. آیا کسانی را که آرزوی شهادت در راه نورانی انقلاب اسلامی داشتهاند به چیزی کمتر از آن تهدید میکنید؟ یا پس از به مسلخ بردن جمهوریت نظام، اسلامیت و آبروی آن را هم با این بیآبروییها هدف گرفتهاید؟ تنها داوری قطعی وجدان بشری از مشاهدة دادگاههایی اینچنین فرمایشی سقوط اخلاقی و بیاعتباری صحنهگردانان آن است. صحنههایی که دیدیم و دیدید جز تدارکی ناشیانه برای شروع به کار دولت دهم نیست. از دادگاهی که همه چیزش تقلبی است انتظار دارند عدم وقوع تقلب در انتخابات را اثبات کند. اگر شما اهل تقلب نیستید آن را در رعایت ظواهر اولیه یک دادرسی قضایی به نمایش بگذارید. با دادخواستی سخیف با طرح مطالبی بیربط، با استناد به کتابهایی که به خروار خمیر میشوند، با تکیه بر گزارش خبرنگارانی که نامشان را هم کسی نشنیده است و با استناد به اعترافهایی که رنگ شکنجههای قرون وسطایی از آن هویداست انتظار دارند ملت را به چه چیز قانع کنند؟ آیا نخواندهاند که پیامبر اکرم (ص) فرمود برای کسی که بعد از شکنجه اقرار کند حدی نیست یا کسی که در زندان یا قید و بند باشد و او را تهدید کرده باشند اقراری برای او نیست (الغدیر جلد ششم). مردم ما با فرزندان خود که دیشب پس از 50 روز بیخبری چهرةشان را دیدند احساس همدردی میکنند. برادران ما! غمگین نباشید. بدانید که مردم وضعیت شما را درک میکنند و میدانند که حفظ جان شما واجبتر از هر چیز دیگر است. زود خواهد بود که ملت محاکمه مرتکبین این فجایع را شاهد باشد و بازجویان و شکنجهگرانی که اینگونه با جان و آبروی او بازی میکنند بشناسد. وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَکِن یُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مىکرد جنبندهاى بر روى زمین باقى نمىگذاشت لیکن [کیفر] آنان را تا وقتى معین بازپس مىاندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پیش نمىتوانند افکنند.
جمعه ۲۴ ژوئیهٔ ۲۰۰۹
دکتر فاتح خطاب به نظام رسانه یی دروغ:اینان همه را بی دین و وابسته و خائن و وطن فروش می دانند
در پی سفر تحصیلی دکتر ابوالفضل فاتح روزنامه های کیهان، ایران و سایت رجانیوز با ایراد اتهاماتی تلاش کردند که این سفر که برای اتمام تحصیل پس از پایان مرخصی بود را به عنوان «ماموریت سیاسی» معرفی کنند. به گزارش قلم نیوز دکتر فاتح ضمن تکذیب شدید این اتهامات متنی را در پاسخ به این رسانه ها نگاشته است که در پی می آید:
بسمه تعالی
پس از بازگشت برای ادامه ی تحصیل مطلع شدم که «رسانه های دروغ » اتهاماتی را متوجه اینجانب نموده اند. در شرایطی که بازار مکاره ی دروغ و افترا پر رونق شده و بسیاری در دفاع از خود رسانه ای ندارند، انگیزه ای برای پاسخ نداشتم، اما بنا به توصیه ی عزیزان عرض می کنم هر آنچه کیهان، ایران، رجانیوز و رسانه های همپیمان آنها تحت عنوان جعلی و مغرضانه ی «ماموریت سیاسی فاتح در انگلستان» منتشر کرده اند در جزء و کل سرتا پا کذب و بهتان می باشد.
ضمن تقبیح این رفتار مغایر با اخلاق رسانه ای و دینی، اعلام می دارد این گونه رسانه ها افول گرایانی هستند که جز ملکوک کردن افراد، توسعه ی ناآگاهی و بی اعتمادی ملی و همین طور تحمیل شکاف مخرب و تهدید کننده به ساحت انقلاب و ارکان نظام رسالتی برای خود نمی شناسند.
این رفتارها و اتهامات ذره ای در ایمان و علقه ی ما به انقلاب و کشورعزیزمان و میراث شهیدان و امام بزرگوارمان تردید و تزلزل ایجاد نمی کند، اما در جهان جز اینان گروهی را نمی شناسم که چنین در شناختن مردم عاجز باشند، سخاوتمندانه به آنان چوب حراج بزنند و بی حساب همه را بی دین و وابسته و خائن و وطن فروش معرفی کنند و با برپایی نمایش این وآن را وادار به پذیرش نمایند.
اگر اینان به تنوع و توسعه ی رسانه ای در داخل کشور تن داده بودند و نظام رسانه ای ما چنین نحیف نمی ماند، امروز بیگانه مرجعیت خبری نمی یافت و اینان نیز از توهم دروغ و خودساخته ی خود چنین سراسیمه نمی شدند.
در این شرایط از سایر رسانه های کشور عزیزمان که روشنایی بخش بیداری و الفت هستند، انتظار می رود در انتشار اخبار به منابع مطمئن و بی غرض استناد کنند و صرفا شنیده ها را آن هم از چنین منابع بد سابقه ای ملاک عمل قرار ندهند. انشاءالله اینان نیز از دروغ هایشان طرفی نخواهند بست و راه به جایی نخواهند برد، چرا که در سنت خداوند زیان دروغ متوجه دروغگویان خواهد بود.
سهشنبه ۷ ژوئیهٔ ۲۰۰۹
امکان ارسال SMS از خارج کشور به ایران وجود ندارد
لطفا مسوولان مربوطه پیگیری کنند. اگر به دلیل مشکلات فنی است لطفا مشکل را برطرف نمایند.